نردبان دلـــــــــــم شکسته است می شود برای من دعــــــــاکنی؟ یا اگر خــــــــــــدا اجازه می دهد کمی به جای من خدا خدا کنی؟ راستش دلم مثل یک نماز بین راه خســـــــته و شــــــکسته است می شود برای بی قــــراری دلم سفارشی به آن رفیق با وفا کنی؟
نظرات شما عزیزان:
هستی 
ساعت16:20---15 شهريور 1393
میگن کسانی که شراب میخورن میرن جهنم
جهنممی که ادماش مست باشن از دنیایی که
ادماش پست باشن بهتره
atefeh 
ساعت21:38---8 شهريور 1393
ﺑﻌﺪ ﻣـــــﺮﮔـــــﻢ . . .
* ﺭﻭﯼ ﺳﻨﮓ ﻗﺒـــــﺮﻡ ؛ ﻧﻪ ﻧـــــﺎﻡ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﻧﻪ ﻧﺸﻮﻧـــــﯽ ! ! !
* ﻓﻘﻂ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ؛ ﺍﯾﻨﺠـــــﺎ ﮐﺴﯽ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﻫــــــــــﺰﺍﺭﺏﺍﺭ ﻣـــــﺮﺩﻩ ﻭ
ﺯﻧـــــﺪﻩ ﺷﺪﻩ ! ! !
* ﺑﻨﻮﯾﺴﯿـــــﺪ ﺍﯾﻨﺠـــــﺎ ﻗﺒـــــﺮ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻧﯿﺴﺖ ؟ ! ؟
* ﺍﯾﻨﺠﺎ ﯾﻪ ﺗـــــﻦ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻫــــــــــﺰﺍﺭ ﺗـــــﺎ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺯﻧـــــﺪﻩ ﺑﻪ ﮔـــــﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ! ! !
*ﺍﺻﻼ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﮐﺴﯽ ﺩﻓـــــﻦ ﺷﺪﻩ ﮐﻪ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺶ؛ ﻣـــــﺮﺩﻩ!!!
* ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ... ﺍﻭﻥ ؛ ﺯﻧـــــﺪﮔﯽ ﻧﮑﺮﺩ ؛ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩ ! ! !
* ﺍﻭﻥ . . . ﻫﺮ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﯿﻦ ﺍﯾﻦ "ﻣـــــﺮﺩﻡ " ﺟﻮﻥ ﺩﺍﺩ ! ! !
* ﺁﺭﻩ ﺑﺎ ﺧﻂ ﺩﺭﺷﺖ ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ : ﺍﯾــﻨــﺠـﺎ ﯾـــــﻪ ﻧـــــﻔـــــﺮ ﺑـــــﺪﺟـــــﻮﺭﯼ ﻣــــــــــﺮﺩﻩ ! ! !
بانو و محمدرضا 
ساعت19:13---8 شهريور 1393
گاهی باید بی رحم بود. نه با دوست، نه با دشمن، که با خودت !
و چه بزرگت می کند آن سیلی که خودت می خوابانی بر صورتت…
کاوه 
ساعت9:26---3 شهريور 1393
ینی الان این حسو داری.....gif)
؟!
یا این....gif) پاسخ:ی چیز بدتر
بانو و محمدرضا 
ساعت20:42---1 شهريور 1393
چقـدر احمــق بودم کـہ اون لحظـہ هایـے کہ . . .
صـدام میکردے “عروسکم ” خون میــدویـد زیر پوستـم . .
و بـا ” ع ش ق ” میگفتــم جانــــم . . .
غافـل از اینکــه واقعــا عروسکے بیش نبودم . . . !
عروســک خـیمـــہ شــب بــازے . .
atefeh 
ساعت18:50---30 مرداد 1393
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
╬♥═╬
╬═♥╬
UPAM!!!!!!!!!!!
بانو و محمدرضا 
ساعت22:14---28 مرداد 1393
آپم.....gif)
بانو و محمدرضا 
ساعت15:51---28 مرداد 1393
مرد نصفه شب در حالی که مست بوده میاد خونه و دستش می خوره به کوزه ی سفالی گرون قیمتی که زنش خیلی دوستش داشته، میوفته زمین و میشکنه مرد هم همونجا خوابش می بره...
زن اون رو می کشه کنار و همه چیو تمیز می کنه...
صبح که مرد از خواب بیدار میشه
انتظار داشت که زنش جر و بحث و شروع کنه و این کارو تا شب ادامه بده ...
مرد در حالی که دعا می کرد که این اتفاق نیوفته میره اشپزخونه تا یه چیزی بخوره ...
که متوجه یه نامه روی در یخچال می شه که زنش براش نوشته...
زن : عشق من صبحانه ی مورد علاقت روی میز آمادست ...
من صبح زود باید بیدار می شدم تا برم برای ناهار مورد علاقت خرید کنم...
زود بر می گردم پیشت عشق من
دوست دارم خیلی زیاد....
مرد که خیلی تعجب کرده بود
میره پیشه پسرش و ازش می پرسه که دیشب چه اتفاقی افتاده بود؟
پسرش می گه : دیشب وقتی مامان تو رو برد تو تخت خواب که بخوابی و شروع کرد به اینکه لباس و کفشت رو در بیاره تو در حالی که خیلی مست بودی بهش گفتی ...
هی خانوووم ، تنهااااام بزار ، بهم دست نزن...
من ازدواج کردم...
سلامتی همه ی مــــــــــردای پاک
پاسخ:سلامتیشوون
سميرم 
ساعت15:16---27 مرداد 1393
وب خوبي داري و البته زيبا وبم سر بزن خوشحال مي شم
hamerangdarim.lxb.ir
|